كرمانشاه در گذر زمان
جمعيت و نژاد استان كرمانشاه
منابع طبيعي استان
مساجد و اماكن تاريخي استان


كرمانشاه

استان كرمانشاه در غرب كشور ايران قرار دارد اين استان از شمال با كردستان از مشرق با همدان از جنوب شرقي با لرستان و از جنوب با ايلام همسايه است و در غرب نيز با كشور عراق هم جوار است استان كرمانشاه بخشي از رشته كوه زاگرس است كه در دورانهاي مختلف زمين شناسي بر اثر حركت صفحه آفريقا - عربستان به سوي صفحه ايران و در نتيجه پيدايش چين خوردگي رسوبات دوران دوم و اوايل سوم تشكيل شده است پس از تشكيل ارتفاعات و چالها عوامل فرسايشي آن ها را تحت تاثير خود قرار داده است چاله ها يا ناوديس ها از مواد آبرفتي ناشي از عمل فرسايش انباشه شده و دشتهاي امروز استان را به وجود آورده است جنس مواد تشكيل دهنده ناهمواريها اغلب رسوبي و از نوع آهك است كه نمونه بارز آن كوههاي بيستون و پراو است در جنوب غرب استان طبقات گچ به صورت گسترده‌اي ديده مي شود از جمله در كوههاي پيرامون گيلانغرب و قصرشيرين ناهمواريهاي اطراف شهرستان سنقر از نظر چگونگي تشكيل و جنس سنگ ها با و كوههاي زاگروس تفاوت دارند بدين معني كه رشته كوه زاگرس قديمي ترند و هنگام چين خوردگي شكل‌گيري تحت تاثير فعاليتهاي آتش فشاني و ماگمايي بوده‌اند.




كرمانشاه در گذر زمان
استان تاريخي كرمانشاه همچون ديگر نقاط كشور كهنسال ما آثاري از روزگار مجد و عظمت ايران را در سينه كوه‌ها و پهن دشت‌هاي خود محفوظ كرده است. برخلاف ساير نقاط ايران كه به صورت مقطعي مورد سكونت قرار گرفته‌اند. اين استان بدون وقفه در ادوار مختلف تاريخ مورد سكونت قرار گرفته است، شواهد و مدارك باستان شناختي نشان مي‌دهد اين منطقه از اولين زيستگاه‌هاي انسان اوليه به شمار مي‌رفته و يكي از مراكز مهم جمعيتي در زاگرس مياني محسوب مي شده است. تمامي مراحل و ادوار زندگي انسان از عهد حجر تا دوره‌هاي تمدني پيش از تاريخ و سپس تا تشكيل حكومت هاي بزرگ سير تطور خويش را در اين محدوده طي كرده است. به طوريكه غار شكارچيان بيستون نكات جالبي را درباره سابقه زندگي بشري در دوران پارينه سنگي در ايران روشن مي دارد. پس از اين دوره در حدود 9 هزار سال پيش به علت گرم شدن هوا انسان غار را ترك كرده و روي به يكجانشيني مي‌آورد كه اين حركت موجب زراعت و دامپروري و براثر آن روستا نشيني مي‌شود كه بدون شك نخستين روستاها در اين استان شكل گرفته كه از جمله آنها مي‌توان گنج دره هرسين، گاكيه و تپه سراب اشاره كرد. انسان‌هاي پيش از تاريخ گنج دره جزء نخستين انسان هايي هستند كه در ايران سفالگري را اختراع كرده و روي به فعاليت هاي صنعتي آورده‌اند.
در هزاره چهارم پيش از ميلاد استان كرمانشاه يكي از مراكز مهم تجاري و بازرگاني بوده و بازرگانان آن با بازرگانان شوشي و بين‌النهريني به داد و ستد و مبادله كالا مبادرت مي‌ورزيدند. حضور بازارهايي در گودين كنگاور و چغاگاوانه اسلام آباد از آن دوره شاهدي بر اين مدعا است.
به استناد كتيبه‌هاي بابلي و آشوري ، ساكنان زاگرس اقوام لولوبي و گوتي بودند. اين مردمان سخت‌كوش و شجاع به منظور حفاظت از اين خطه مرتب با بين النهريني‌ها در جنگ و ستيز بوده‌اند كه در اين امر به پيروزي‌هاي چشمگيري نيز نايل شده‌اند و از آن پس دره‌هاي زاگرس قرن‌ها مركز تمدن و حكومت هاي ايراني و بين‌النهريني بوده كه سرانجام عنصر ايراني تمدن خود را بر اين سامان غالب ساخت. حضور نقش برجسته‌هاي‌ اين اقوام در سرپل ذهاب كه يكي از قديمي‌ترين نقش برجسته هاي خاورميانه محسوب مي‌شود بيانگر اين موضوع است.
منطقه كرمانشاه به واسطه همجواري با دولت آشور ، پيوسته در معرض تهاجم دولت مقتدر آشور بود و شاهاني چون تيكلات پليسر، شلمانصر سوم، بارها به محدوده كرمانشاه لشكركشي كرده‌اند در كتيبه هاي به جا مانده از آشوريان از سرزمين هاي پارسوا ، زكروتي ، مادي ها و سرزمين نيشاني نام برده شده است، نيشاني سرزميني است كه به اطراف كرمانشاه و ماهيدشت كنوني اطلاق مي‌شد و به واسطه مراتع معروف خود براي پرورش و نگهداري اسب شهره بود. در سالنامه هاي آشوري از شهري به نام الي پي نام برده شده كه مورخان آن را بين كرمانشاه و همدان تشخيص داده‌اند و برخي ديگر از مورخان آن را در محل فعلي كرمانشاه معرفي كرده‌اند.
با شكل‌گيري حكومت ها، اين خطه نيز يكي از مراكز مادي محسوب مي شده است كه از اين دوره يادمان‌هايي با ارزش چون دژ گودين در كنگاور برجاي مانده است. در اين دوره كرمانشاه يكي از شاهراهاي حياتي ايران بوده و جاده اكباتان به بابل از اين استان عبور مي‌كرده است.
در دوره هخامنشي با عبور جاده شاهي كه يك رشته آن اكباتان را به بابل وصل مي‌كرد بر رونق و آباداني اين منطقه افزوده شد. پس از انقراض هخامنشيان، در دوره سلوكي مناطقي از كرمانشاه چون بيستون و دينور محل حضور كلني‌هاي يوناني بوده ولي ديري نپائيد كه اشكانيان آنان را شكست داده و در اين منطقه حضور پيدا كردند. نقش برجسته‌هاي اشكاني در بيستون بيانگر اين موضوع است. در اين دوره بيستون يكي از مراكز مهم دوره اشكاني محسوب مي شده است.
استان كرمانشاه در دوره ساساني بيش از هر دوره ديگري از اعتبار و رونق خاصي برخوردار بوده است. اين منطقه همواره مورد توجه شهرياران ساساني بوده و به علت نزديكي با تيسفون پايتخت آنها ، ايام تابستان را در قصور ييلاقي اينجا مي گذرانده اند. در اخبار مورخان اسلامي به كرات آمده كه خسرو اول در نواحي طاق بستان قصوري ساخته بود كه در آنها از فغفور چين وراي هند و قيصر روم و ديگر حكمرانان روزگار پذيرايي كرده است.
با احداث شهرهايي چون حلوان در اين سو و سياست شهر سازي پادشاهان ساساني در غرب كشور كه به بنياد شهر كرمانشاه منجر گرديد. اين حوزه بيش از پيش اعتبار يافت و شاهان ساساني با ايجاد پل هايي بر روي رودخانه ها و بناهاي عام المنفعه رفاه و رونق اقتصادي را براي مردم اين ديار به ارمغان آورده بودند.
با شكست ساسانيان توسط مسلمين، مردم اين منطقه برخلاف برخي مناطق ديگر جزء اولين مردماني بودند كه به دين مقدس اسلام ايمان آورده و به ترويج آن پرداختند.
مسجد عبدالله بن عمر در ريجاب كه يكي از قديمي ترين مساجد صدر اسلام است. يادگاري از آن زمان مي‌باشد. از دوران آرامگاهي از ياران وفادار پيامبر اسلام كه در جنگ ها وي را ياري مي‌كردند به يادگار مانده كه مي توان به آرامگاه ابودجانه در ريجاب اشاره كرد. در دوره خلفاي عباسي كرمانشاه يكي از چهار شهر مهم و معتبر ولايات جبال بود. هارون‌الرشيد خليفه معروف عباسي بدين سامان توجه خاصي داشت، به طوريكه سياحان و جهانگردان از آباداني و زيبايي شهر ياد مي‌كنند.
ابن حوقل و استخري از شهر كرمانشاه به عنوان شهرستاني زيبا كه اشجار و آب فراوان دارد ياد مي‌كنند. مقدسي اين شهر را به همراه شهرهاي همدان، ري و اصفهان جزء چهار شهر معروف ايالت جبال معرفي مي‌كند.
در سده سوم هجري كرمانشاه در قلمرو و حكومت صفاريان قرار داشت. در قرن چهارم سلسله كوچكي از اكراد بنام حسنويه درولايات غرب استقلالي پيدا كردند، مؤسس اين سلسله حسنويه كه معروفترين اين خاندان نيز هست نزديك پنجاه سال حكمراني كرد و قلعه بزرگ سرماج را مقر خود نمود . در سال 441 ساطان طغرل سلجوقي صد هزار سپاهي به تسخير قلعه سرماج فرستاد كه پس از چهار سال موفق به تسخير قلعه گرديد. در سده ششم هجري سلطان سنجر سلجوقي، كرمانشاهان و توابع آن را در حوزه حكمراني برادر زاده خود سليمان شاه ملقب به «‌ايوه» قرار داد. در سده هفتم كرمانشاهان همچون مناطق خراسان و ديگر بخش هاي ايران از هجوم مغول آسيب فراوان ديد به طوريكه سپاهيان هلاكو در اين منطقه قتل و غارتي فجيع به عمل آوردند ولي در اواخر دوره ايلخاني در زمان حكومت ابوسعيد اين خطه مورد توجه قرار مي گيرد به طوريكه در زمان حكومت وي شهر سلطانيه چمچمال نزديك بيستون احداث گرديد . در اين زمان همان طوريكه حمدالله مستوفي اشاره مي كند كرمانشاهان يكي از ايالت هاي 16 گانه كردستان بوده است .
در قرن نهم و اوايل قرن دهم هجري كرمانشاه مورد تجاوز عثمانيان واقع مي گردد. در اين زمان هرسين و ماهيدشت حكومت نشين بوده ولي از كرمانشاهان نامي پيدا نيست.
در زمان صفويه كرمانشاهان اهميت و اعتبار زيادي پيدا كرد در دوره سلطنت شاه طهماسب اول حكومتي بنام كلهر و در زمان شاه صفي حكومتي تحت عنوان سنقر و كلهر در اين حدود تشكيل شد و به خوانين زنگنه تفويض گرديد . در حقيقت از اين زمان تجديد بناي كرمانشاه و تشكيل ولايت فعلي شروع مي شود .
همزمان با حمله افغان و سقوط اصفهان، كرمانشاهان نيز با تجاوز عثماني ها مواجه گرديد و بار ديگر رو به خرابي نهاد . در زمان حكومت زنديه خوانين زنگنه و اهالي كرمانشاه نخست حكومت كريم خان را نپذيرفتند به همين جهت كرمانشاه مدتي با محاصره و خرابي مواجه گرديد . در دوره قاجاريه كرمانشاه اعتبار و اهميت زيادي پيدا كرد . فتحعليشاه در سال 1221 ه.ق يكي از پسران خود به نام محمد علي ميرزاي دولتشاه را با سمت سرحدداري عراقين به اين شغل منصوب كرد و ايالت خوزستان را نيز ضميمه قلمرو او كرد و در حقيقت در اين زمان كرمانشاه به يك پايگاه نظامي مجهز عليه دولت عثماني تبديل شد .

وجه تسميه كرمانشاه 
پيش از اسلام به نامهاي كامبادن و كامبادنه ناميده مي‌شد. در صدر اسلام با نامهاي قرماسين و قرماشين از آن نام برده شده است. بعد از انقلاب اسلامي به نامهاي قهرمانشهر و نيز باختران ناميده شد و س‍پس مجددا كرمانشاه ناميده شد. "دكتر معين در فرهنگ فارسي خود احتمالا با استنادي به گفته‌‌ي حمدالله مستوفي در ذيل واژه‌‌ي كرمانشاه چنين مي‌‌نويسد:  «اين شهر در زمان ساسانيان بنا شده و باني آن بهرام‌‌چهارم (ملقب به كرمانشاه) بوده است». در كتاب "بند هشن" كه مطالبي در باره‌‌ي جغرافياي اساطيري و موجودات مختلف از حيوانات و درختان و سرزمين‌‌ها و كوه‌‌ها و رود‌‌ها در آن ديده مي‌‌شود و تاليف اوليه‌‌ي آن در دوران ساساني انجام گرفته به واژه‌‌ي كرمينشان اشاره شده است: «كوه مرغ به لاران كوه زرين به تركستان كوه بهستون به كرمينشان ديگر از اين شمار كه محل رفت و آمدند... كوه بوم انگاشته مي‌شوند». مرحوم "دكتر مهرداد بهار" آورده است: «بايد توجه داشت كه نام واژه‌‌ي كرمانشاه محتملا تبديلي است از كرمينشان. كرميشان و كرماشان نام كهن اين سرزمين در دوره‌‌ي ميانه‌‌ي تاريخ ماست و كرمانشاهي‌‌ها خود را كرماشاني مي‌‌خوانند».
اما بعضي محققين بر اين عقيده اند كه واژه‌‌ي كرماشان از سه جزء «كار - ماي سياي» تشكيل شده و به معني مكان مقدس مردم ماد است و معني اين سه جزء را در كتيبه‌‌ي بيستون مي‌‌توانيم پيدا كنيم. دكتر محسن ابوالقاسمي در كتاب تاريخ زبان فارسي كتيبه‌‌ي داريوش را واژه به واژه معني كرده كه در اينجا به ذكر سه جزء مورد نظر اشاره مي كنيم:
kara يعني مردم ارتش.
madai حالت مفعول فيه مفرد مذكر از mada كه به معني «ماد» است.
siyan در زبان عيلامي در كتيبه‌‌ي بيستون به معني مكان مقدس است.
مجموع اين سه واژه به معناي «مكان مقدس مردم ماد» كه در درازناي زمان به گونه‌‌هاي مختلف از جمله:  «قرميسين، قرماسين، قرماشين، كرماشين، كرميشان، كرماشان، نوشته شده است»

جمعيت استان
در جنگ جهاني اول كرمانشاه به تصرف قواي عثماني درآمد ولي بعد از سقوط بغداد آنها شهر را تخليه كرده، عقب‌نشيني كردند. در جنگ جهاني دوم نيز به تصرف قواي نظامي انگلستان درآمد.
بر اساس آخرين سرشماري عمومي نفوس و مسكن سال 1385 جمعيت استان كرمانشاه بالغ بر 1879385 نفر بوده است كه حدود 3 درصد از جمعيت كل كشور را شامل مي شود و از اين نظر در كل كشور داراي رتبه سيزدهم است . از اين تعداد 35/59 درصد در نقاط شهري و 30/39 درصد در نقاط روستائي زندگي مي كرده‌اند و بقيه جمعيت به صورت غير ساكن مي باشند. از جمعيت فوق 916310 نفر مرد و 862286 نفر آن زن بوده‌اند كه در نتيجه نسبت جنسي 106 به دست مي آيد يا به عبارتي ديگر در اين استان در مقابل هر 100 نفر زن ، 106 نفر مرد وجود داشته است. اين نسبت در بين اطفال كمتر از يك سال برابر 107 نفر و در بزرگسالان 65 ساله و بيشتر معادل 137 نفر بوده است. از جمعيت اين استان 14/4 درصد در گروه سني 65 ساله و بيشتر قرار داشته‌اند. 14/55 درصد بين 15 تا 64 ساله و 71/40 درصد كمتر از 15 ساله مي باشند. در سال 1375 ميزان با سوادي در جمعيت 6 ساله و بالاتر استان به 57/76 درصد مي‌رسد كه اين رقم در نقاط شهري 14/97 درصد و در مناطق روستائي و غير ساكن 30/92 درصد به دست آمده است. به عبارتي ديگر در استان به طور متوسط از هر 10 نفر 9 نفر با سواد مي باشد.


نژاد كرمانشاه
اگر چه اظهار نظر درباره نژاد كرد، كاري بس دشوار است ولي به نظر مي رسد كردهاي كرمانشاه ، همچون كردهـاي كردستان آريايي تبار و از ساكنان قديم فلات ايران مي باشند. اين قوم يكي از شعبات نژاد آريايي است كه از هزاره دوم پيش از ميلاد وارد ايران شدند و در كوه‌هاي زاگرس سكني گزيدند.
كردها مردماني ايراني تبارند كه زبان، فرهنگ و آداب و سنن آنان در ارتباط و پيوند با ديگر مردمان در قلمرو زيست اقوام ايراني است. در اسناد سومري و آشوري از بخشي از اقوام ساكن در سرزمين كوهستاني شرق آشور، شمال شرق و شرق بين‌النهرين و سرزمين سومر به نام كرتي يا گودي و كارتي و كارد نام برده‌اند و در منابع ارمني واژه كردوخ بر اينان اطلاق شده است. در آثار يوناني سده چهارم پيش از ميلاد صريحاً به واژه كردوخي اشاره شده كه محققين معتقدند كردوخي كه با كردها ارتباط نژادي داشته‌اند. از زمان هخامنش تا دوره پس از اسلام اينان به نام «كورد» و «كرد» ناميده شده‌اند.
 
زبان و گويش
زبان اهالي كرمانشاه كردي است، زبان كردي خويشاوند نسبي زبان فارسي است زيرا اشتراك قواعد دستوري و ذخيره لغوي زبان‌هاي ايراني نتيجه خويشاوندي نسبي آنها است. زبان كردي كه شاخه‌اي از زبان شمال غربي ايراني ميانه است به علت داشتن ادبيات مكتوب اهميت خاصي دارد. با اين حال نفوذ زبان‌هاي ديگر در اين زبان قابل توجه است. زيرا از زبان هاي عربي، ارمني، تركي و فارسي لغات بسيار در آن راه يافته است.
سابقه تاريخي كردها و پراكندگي آنان موجب پيدايش گويش‌هاي بيشماري شده است كه از جمله آنها عبارتند از :


گويش كردي كلهري
اين گويش كردي بيشتر در ميان افراد كلهر مورد استفاده واقع مي شود و مناطقي كه تقريباً با اين گويش سخن مي گويند شامل ايلات زنگنه ، سنجابي ، احمدوند ، بهتوري ، نانكلي ، پايروندها ،‌اهالي قصرشيرين ، سرپل ذهاب ، قلخاني ، كرندي ، قلعه زنجيري هاي ساكن كرمانشاه ، صحنه و مردم دينور است. با اين تفاوت كه تلفظ و لغات مردم كلهر اصيل‌تر و در ساير نقاط با توجه به همجواري با گويش هاي ديگر كلمات تغيير يافته است.
گويش كردي اورامي
اكثر مردم دو ايل بزرگ لهوني در منطقه اورامان جنوبي در كرمانشاه و همچنين طوايف اورامان تخت و اورامان رزاب در حوالي كردستان و نيز ايل بزرگ باجلان كه تعدادي از آنها در دشت ذهاب و بسياري در حوالي خانقين زندگي مي‌كنند. چندين روستا در منطقه گوران و تمامي مردم كندوله در دينور به اين گويش تكلم مي‌كنند.
گويش كردي سوراني
طوايف متعدد جاف جوانرود و تعدادي از طوايف مهاجرگوران ، مردم دشت ذهاب و جيگيران، سراسر بخش روانسر و تيره‌هايي از اهالي سنجابي با اين گويش سخن مي‌گويند. اين گويش شيوه ساده‌اي از كرمانج است.
گويش لكي
اهالي هرسين ، طوايف كاكاوند ، بالاوند ، جلالوند و عثمان وند به اين گويش تكلم مي‌كنند. اين گويش آميخته‌اي از گويش كردي كلهري و  لري است. همچنين لغاتي از گويش اورامي نيز دارد .
علاوه بر گويش هاي كردي ، مردم كرمانشاه به زبان فارسي كرمانشاهي و مردم سنقر به زبان تركي تكلم مي‌كنند. لهجه فارسي كرمانشاهي خاص اين ديار است. اين لهجه از لحاظ ضرب‌المثل غني است و واژگان كردي دگرگون شده با پرداخت در جملات فارسي كرمانشاهي، جان مي‌گيرد و كاربرد مي‌يابد.


منابع طبيعي استان كرمانشاه


رديف
نام كوه
ارتفاع متر
موقعيت
1
شاهو
3390
شمال شرقي پاوه
2
پرآو
3359
شمال شرقي كرمانشاه
3
بوير
3230
شمال سنقر
4
امروله
3203
شمال صحنه
5
نخودچال
3097
شمال غرب كنگاور
6
پنجه علي
2883
سنقر
7
بلوچ
2850
شمال غربي كرمانشاه
8
كوه سفيد
2805
جنوب كرمانشاه
9
بيستون
2752
شمال غربي بيستون
10
شيرز
2697
هرسين
11
شاه نشين
2576
كندوله
12
شاهان
2546
اسلام آباد
13
آتشگاه
2462
جنوب پاوه
14
قلعه قاضي
2367
سنجابي
15
دانه خشك
1340
سرپل ذهاب
16
بازي دراز
1320
قصر شيرين



مشخصات دشت‌هاي
استان كرمانشاه

رديف
نام دشت
 ارتفاع از سطح دريا بر حسب متر
وسعت برحسب كيلومتر مربع
موقعيت
1
ماهيدشت
1400
1650
ماهيدشت
2
كرمانشاه
1350
1100
كرمانشاه
3
صحنه بيستون
1400
460
صحنه بيستون
4
اسلام آباد
1300
460
اسلام آباد
5
كنگاور
1500
363
كنگاور
6
سنقركليايي
1750
260
سنقر
7
حسنآباد
1450
251
اسلام آباد
8
دينور
1350
200
صحته
9
كرند
1500
100
اسلام آباد
10
گيلانغرب
800
45
گيلانغرب
11
ذهاب
550
170
سرپل ذهاب
12
سومار
300
11
قصر شيرين




مشخصات عمومي رودهاي استان

رديف

رود

شاخه‌هاي فرعي مهم

آبدهي سالانه ميليون متر مكعب

1

سيروان

گاوه رود - قشلاق - آزاد رود - رود پاوه

2700

2

گاماسياب

قلقل رود خرم رود و رود دينور

1081/7

3

قره سو

مرك  - روانسر و ازآور

289

4

الوند

كاني ريش قلعه شاهين- تنگاب و سراب گرم

400




مساجد و اماكن تاريخي كرمانشاه

 مسجد جامع كرمانشاه
اين مسجد در بافت قديم شهر كرمانشاه و در خيابان مدرس واقع شده است. از اين مسجد تنها بخشي از شبستان آن باقي مانده است؛ اين شبستان داراي چهل و پنج طاق چشمه بوده كه هم اكنون بيست و پنج طاق آن باقي مانده است . در سمت جنوبي مسجد ، دو بالاخانه وجود داشته كه مدرسه بوده است . اين مسجد از نظر ساخت شبيه مساجد دوره زنديه است و طبق كتيبه مسجد در سال 1196 ه . ق مصادف با حكومت علي مرادخان زند ساخته شده است . در قسمت جنوبي مسجد ، مسجد ديگري با صحن و شبستان كنوني وجود دارد كه به مسجد اميري معروف است . باني اين مسجد اميرنظام زنگنه از نوادگان شيخ عليخان زنگنه و از امراي دوره محمدشاه قاجار و اوايل سلطنت ناصرالدين شاه قاجار بوده است .
 
مسجد و حسينيه شيخ محمود تم تم
اين مسجد در سال 1363 قمري به وسيله شخصي بنام شيخ محمود ساخته شده ( اواخر رضا خان و اوايل پهلوي ) كه درروستاي تم تم در جنوب غربي شهرستان روانسر در موقعيت 46 درجه و 38 دقيقه طول جغرافيايي و 34 درجه و 38 دقيقه عرض جغرافيايي و 1360 متر ارتفاع از سطح دريا قرار دارد . روستاي تم تم از جمله محل هاي بسيار غني است كه تپه تم تم . تپه رحيم و تپه گل پري در اطراف آن واقع شده است .
بطور كلي مجموعه مسجد و حسينيه در كنار بافت مسكوني روستا قرار دارد مسجد داراي صحن ساده اي با ستونهاي چوبي است كه در ساخت آن از مصالح آجر و ملاط گچ استفاده شده است پنجره هاي مسجد بصورت هلالي بوده بطوريكه در ابتدا از جنس چوب به سبك اواخر دوره قاجار با شيشه هاي رنگي ساخته شده است اما فرم آنها در دوره ديگر تغيير يافته و پنجره هاي آهني جايگزين آنها مي شود در سمت چپ مسجد حسينه واقع شده است كه داراي صحني ساده با چند طاقچه گچي مي باشد پنجره هاي حسينيه نيزمانند مسجد داراي سبك هلالي است . بخشي از حسينيه كه در حال حاضر نوادگان شيخ محمود در آن ساكنند داراي ديوار هاي خشتي با اندود كاه گل مي باشد پشبند هاي آجري در اطراف ورودي قرار دارد وداراي ايواني سنگي است در ضلع شمالي روستا قبرستان قديم و جديد روستا قرار دارد كه مقبره شيخ محمود باني مسجد تم تم نيز در آن واقع شده است.
 
مسجد جامع پاوه
اين مسجد در خيابان امام محمد شافعي در شمال شهر پاوه واقع شده است . اين بنا ظاهراً بر روي بقايايي از آتشكده دوره ساساني پي ريزي شده است . اين مسجد فاقد صحن بوده و از يك شبستان مستطيل شكل تشكيل گرديده است . اين شبستان به ابعاد 1520  متر است كه در داخل آن 15 ستون چوبي قرار دارد كه ارتفاع هر يك از ستون ها 30 متر مي باشد . در سال هاي اخير در محراب مسجد تعميراتي انجام شده و شكل اصلي آن تغيير كرده است. اين مسجد داراي يك مناره مي باشد. مردم محل بناي اين مسجد را به صدر اسلام نسبت مي دهند و بر اين باورند كه در روزگار خليفه دوم به دستور فرزندش عبدالله بن عمر بنا شده است .در سال هاي اخير اين مسجد توسعه پيدا كرده و ساختمان جديدي با استفاده از شيوه و سبك مسجد النبي در مدينه منوره در كنار آن ساخته شده است.
 
مسجد دولتشاه
اين مسجد در محله فيض آباد و در خيابان كزازي واقع شده است. اين مسجد توسط محمدعلي ميرزا دولتشاه فرزند بزرگ فتعليشاه در كنار ديوانخان كرمانشاه كه در آن زمان شامل 12 عمارت بود ، ساخته شده است . ستون هاي سنگي مارپيچ ، محراب مقرنس كاري شده و گچ بري هاي زيبايي شبستان زنانه ، به اين مسجد زيبايي خاص داده است .
 
 
مسجد حاج شهباز خان



اين مسجد نيز در بافت قديم شهر كرمانشاه در خيابان مدرس قرار گرفته است. اين مسجد داراي شبستاني بزرگ است كه دوازده ستون سنگي يكپارچه در آن قرار دارد و طاق هاي شبستان بر آن استوارند. برخي از طاق چشمه ها به شيوه معقلي كاري تزئين شده است. اين مسجد كه سال ها محل طلاب علوم ديني و تبليغات مذهبي بوده است در سال 1235 هجري قمري توسط حاج شهبازخان و شش برادرش كه بنيان گذارها طايفه معروف حاجي زادگان بودند، ساخته شده است.



مسجد شازده
اين مسجد در اراضي معروف به چهار باغ قرار دارد . اين مسجد داراي شبستاني است كه در داخل آن 15 طاق چشمه قرار گرفته كه اين طاق ها بر روي ستون هاي آجري قطوري استوارند . اين مسجد نيز به دستور محمدعلي ميرزاي دولتشاه احداث شده است.
 

مسجد عمادالدوله

        

اين مسجد يكي از با شكوهترين مساجد قاجاريه شهر كرمانشاه مي باشد كه در سال 1285 هجري قمري توسط امامقلي ميرزا عمادالدوله والي غرب در بازار زرگرها ساخته شده است . اين مسجد داراي صحن مركزي است كه در پيرامون آن، حجره هايي براي سكونت طلاب علوم ديني ساخته شده كه طبق وقفنامه با شرايط خاصي بايد در آن ساكن و به تحصيل اشتغال بورزند. بازار و كاروانسراي عمادالدوله كه از صدها مغازه و حجره تشكيل شده وقف بر مصارف اين مسجد است.
پس از بناي اين مسجد، باني آن يكي از درهاي حرم حضرت علي (ع) را به كرمانشاه آورد و در مسجد نصب كرد و به جاي آن دري از نقره وقف آستانه علوي نمود. اين درگاه امروزه در مدخل مسجد و بازار زرگرها قرار گرفته، به «بقايي شاه نجف» شهرت دارد. اين درگاه چوبي متعلق به دوره صفويه است.

مسجد عبدالله بن عمر
اين مسجد يكي از مساجد صدر اسلام است كه در روستاي شالان از توابع ريجاب واقع شده است. شالوده اين بنا بر روي بنايي قبل از اسلام ساخته شده است. پلان مسجد به شكل مستطيلي است كه طول آن 18 متر و به عرض آن 107 متر است . درداخل شبستان مسجد ، هشت ستون در دو رديف به موازات هم قرار دارند . اين ستون ها از نظر شكل دو نوع مي باشند . چهار ستون چهار ضلعي به ابعاد 75*75 سانتي متر كه تا سقف به يك اندازه هستند و چهار ستون ديگر كه در يك امتداد قرار دارند ، هر يك از سه بخش تشكيل شده اند . بخش نخست كه از كف مسجد تا 30 سانتي متر شروع مي شود و به صورت چهارگوش مي باشد پس از آن تا ارتفاع 20/2 متري به شكل استوانه أي در آمده و در بخش سوم ساقه ستون مجدداً به شكل چهارضلعي ديده مي شود . در بالاي اين دو رديف ستون دو الوار تراشيده شده ضخيم انداخته اند و سپس تيرهاي افقي مسجدي روي آن دو قرار داده اند.
محراب مسجد برخلاف ساير مساجد اسلامي از ديوار جنوبي بيرون نيامده بلكه به وسيله گچبري به ديوار مسجد اضافه شده است. منبر مسجد پشت به محراب ساخته شده و مصالح آن سنگ و گچ مي باشد. اين منبر داراي پنج پله است.
منار مسجد مدت ها بعد از ايجاد بنا، در قسمت جنوب غربي پشت بام ساخته شده است. راه ورودي به مناره هم از پشت بام مسجد است . اين منار داراي 21 پله مثلثي شكل است. در بالاي آن نيز گنبدي مخروطي قرار دارد. مدخل مناره داراي تاق گهواره اي شكل بوده و نماي خارجي آن در قسمت فوقاني با چوب و گچ تزئين شده است.


تعدادي از آثار باستاني استان كرمانشاه به ترتيب زماني

نام اثر تاريخي
دوره تاريخي
موقعيت جغرافيايي
غار شكارچي
حدود 40000  سال پيش
كوه بيستون
نقش آنوباني ني
حدود 3000 سال قبل از ميلاد
سرپل ذهاب
دخمه دهنو اسحاق وند
مادها
هرسين
كتيبه بيستون
هخامنشيان
بيستون
مجسمه هركول
سلوكيان
بيستون
نقش گودرز اول و دوم
اشكانيان
بيستون
مجموعه طاق بستان
ساسانيان
كرمانشاه
بقعه ي مالك
تيموريان
سنقركليايي
كاروانسرا
صفويان
بيستون ماهيدشت
تكيه معاون الملك
قاجار
كرمانشاه


جاذبه‌هاي تاريخي، فرهنگي و طبيعي

نام جاذبه
نوع اثر و دوره تاريخي
 ويژگي جاذبه
فاصله تقريبي تا نزديكترين شهر
نوع راه
كتيبه و نقش داريوش
نقش برجسته هخامنشي
تاريخي
بيستون 500 متر
آسفالته
مجسمه ي هركول
مجسمه سلوكي
تاريخي
بيستون 500 متر
آسفالته
نقش گوردز
نقش برجسته اشكاني
تاريخي
بيستون 500 متر
آسفالته
نقش تير بدات
نقش برجسته اشكاني
تاريخي
بيستون 500 متر
آسفالته
شاهزاده ي پارتي
نقش برجسته ساساني
تاريخي
بيستون 500 متر
آسفالته
طاق بستان
مجموعه آثار ساساني
تاريخي
شهر كرمانشاه
آسفالته
معبد آناهيتا
معبد اشكاني
تاريخي
كنگاور
آسفالته
طاق گرا
طاق بدون نقش ساساني
تاريخي
سرپل ذهاب
شوسه
قلعه يزد گرد
قلعه ي تاريخي ساساني
تاريخي
كرند
شوسه
آنوباني ني
نقش برجسته 2800 ق م
تاريخي
سرپل ذهاب
آسفالته
دكان داود
گور دخمه و نقش برجسته ماد
تاريخي
سرپل ذهاب
آسفالته
چهار طاقي
آتشكده ساساني
تاريخي
قصر شيرين
آسفالته
تكيه معاون الملك
تكيه قاجار
فرهنگي
كرمانشاه
آسفالته
بقعه بابا يادگار
بقعه
فرهنگي
كرند
شوسه
يادمان جنگ
فرهنگي معاصر
فرهنگي
ماهيدشت
آسفالته
اويس القرني
بقعه صدرالسلام
فرهنگي
كرمانشاه 25 كيلومتر
شوسه
مقبره احمدبن اسحاق
بقعه 580 ق
فرهنگي
سرپل ذهاب
آسفالته
بقعه مالك
بقعه تيموري
تاريخي
سنقر
آسفالته
كاروان سراي ماهيدشت
صفويه
تاريخي
ماهيدشت
آسفالته
سراب نيلوفر
 
طبيعي
كرمانشاه 24 كيلومتر
آسفالته
تالاب هشيان
 
طبيعي
كرمانشاه 45 كيلومتر
آسفالته
غار قوري قلعه
 
طبيعي
پاوه
آسفالته
سراب گرم
 
طبيعي
سرپل ذهاب
آسفالته
سراب خضر الياس
 
طبيعي
كرمانشاه 20 كيلومتر
آسفالته
سراب صحنه
 
طبيعي
صحنه
آسفالته
سراب روانسر
 
طبيعي
روانسر
آسفالته
منطقه ريجاب
 
طبيعي
كرند
آسفالته
امامزاده ي احمد بن محمد باقر
 
فرهنگي
سنقر
آسفالته
آرامگاه مير عبيد الله
 
فرهنگي
نوسود
آسفالته



بازار سنتي كرمانشاه











نقش برجسته هركول



اين نقش برجسته كه در سال 1337 ش به هنگام احداث جاده همدان ـ كرمانشاه شناسايي گرديد، مرد نيرومند كاملاً عرياني را به صورت لميده بر روي نقش شيري در حال استراحت در زير سايه درختي نشان مي دهد. وي به پهلوي چپ به طور نيم خيز به آرنج تكيه نموده است. در دست چپش پياله اي ديده مي شود كه تا نزديك صورت نگه داشته است. اين شخص دست راستش را روي پاي راست قرار داده و پاي چپش را تكيه گاه پاي ديگرش كرده است.
در پشت سر اين شخصيت، نقوش و كتيبه اي حجاري شده است. اين نقوش شامل درختي است كه بر شاخه آن كمان دان و تيرداني آويزان است و در كنار درخت گرز مخروطي شكل گره داري نقش شده است. كتيبه به خط يوناني در هفت سطر بر روي لوحي كه نماي آن به شكل معابد يوناني (سنتوري شكل) است، نوشته شده است. مضمون اين كتيبه چنين است: « به سال 164 ماه پانه موي هركول فاتح درخشان به وسيله هياكنيتوس پسر پانتياخوس به سبب نجات كل امن فرمانده كل اين مراسم برپا شد.»
اگر اين سال را مبدأ تاريخ سلوكي يعني 312 ق.م بسنجيم، سال 148 ق.م به دست مي آيد كه همزمان با مهرداد يكم است.

تكيه معاون الملك









تكيه معاون الملك يكي از بناهاي به جاي
مانده دوره قاجاريه در كرمانشاه مي باشد كه كاشي‌هاي منحصر به فردش آن را از ديگر تكاياي شهر متمايز مي كند. اين بنا در بافت قديم شهر، در محله آبشوران قديم و در خيابان شهيد حـداد عادل واقع شـده است. كه بـه دستور حسين خان معروف به معين الرعايا ساخته شده است. اين بنا از سه قسمت تشكيل شده است: قسمت اول را  حسينيه، قسمت دوم را زينبيه و قسمت سوم را عباسيه مي‌نامند.
مجموعه بنا در حدود شش متر از سطح خيابان پائين تر است به طوري كه براي ورود به حسينيه بايد از 17 پله بزرگ عبور كرد . در جنب پله هاي ورودي، سقاخانه كوچكي وجود دارد كه به وسيله كاشي هايي با نقوش حضرت ابوالفضل (ع) تزئين شده است.
حضرت ابوالفضل سوار بر اسب، شمشير به كمر و پرچم در دست دارد. روي پرچم جمله « نصر من الله و فتحاً قريب » نوشته شده است. جلوي پاي سوار نيز تصوير كودك خردسالي ديده مي شود. مردم محل سوار را به حضرت ابوالفضل و تصوير كودك را به حضرت سكينه نسبت مي‌دهند كه از عموي خود عباس طلب آب كرده است. از اين رو اين مكان را محترم شمرده و در آنجا نذر مي‌كنند، شمع روشن كرده و طلب حاجت مي كنند. سراسر نماي مدخل و سردر ورودي بنا نيز با كاشي هاي نفيس تزئين شده است.
حسينيه در حقيقت صحن كوچكي است كه در اطراف آن حجره‌هاي دو طبقه و طاق نماهاي متعددي قرار گرفته است كه سراسر ديوارهاي آن با كاشيكاري زيبا آراسته شده است . داخل طاق نماهاي اين بخش به وسيله تابلوهاي كاشيكاري شده پوشيده شده است اين تابلوها، صحنه‌هايي از عزاداري شامل سينه زني، قمه زني و هم چنين تصاويري از خلفا و سلاطين ايران، بارگاه حضرت سليمان را نشان مي‌دهد. علاوه بر كاشي‌هاي با نقوش انساني، كاشي‌هايي نيز با نقوش هندسي زيبا به كار رفته است.


تكيه بيگلربيگي
اين بنا در محله قديمي فيض آباد و در كوچه صارم الدوله واقع شده است. اين تكيه كه در زمان قاجاريه توسط عبدالله خان ملقب به بيگلربيگي ساخته شده است از لحاظ آئينه كاري در ميان تكايا كرمانشاه بي نظير است.
در سمت غربي حياط، تالار آئينه كاري بزرگي ساخته شده كه به حسينيه معروف است. اين تالار با تزئينات عالي و كتيبه هاي متعددي مربوط به دوران سلطنت مظفرالدين شاه مزين شده و در دو سوي ديگر، اتاق وسيع مهمانخانه بيگلربيگي واقع گرديده است.
در سمت غربي حياط، تالار آئينه كاري بزرگي ساخته شده كه به حسينيه معروف است. اين تالار با تزئينات عالي و كتيبه هاي متعددي مربوط به دوران سلطنت مظفرالدين شاه مزين شده و در دو سوي ديگر، اتاق وسيع مهمانخانه بيگلربيگي واقع گرديده است.













كاخ خسرو
در حاشيه شمالي شهر كنوني قصرشيرين و در نزديكي آتشكده چهار قابي، ويرانه‌هاي قصر خسرو پرويز ديده مي شود كه امروزه به صورت تلي از خاك در آمده است. اين بنا بر روي مصطبه اي به ارتفاع 8 متر ايجاد شده است. اين بنا در جهت شرقي ـ غربي به ابعاد 98*285 متر ساخته شده كه راه ورود به داخل بنا از طريق پلكان دو طرفه اي بوده است. در قسمت شرقي بنا، تالار ستون مستطيل شكلي وجود دارد كه سقف آن به وسيله طاق هاي آجري پوشش داده شده است. در پشت تالار، اتاق گنبد دار بزرگي ساخته شده كه راه ورود به آن از طريق درگاهي است كه در قسمت غربي تالار ايجاد شده است. در دو طرف شمال و جنوب اتاق گنبد دار، اتاق هاي مستطيل شكلي وجود دارد كه از طريق اتاق گنبد دار قابل دسترسي بوده اند . همچنين در پشت اتاق گنبد دار، حياطي مربع شكل با رواق ستون دار قرار دارد كه ابعاد آن 27*27 متر مي باشد . دور اطراف اين حياط ستون دار را اتاق هاي متعددي فرا گرفته است. در قسمت غربي حياط نيز ايواني ساخته شده است كه از طريق درگاهي به حياط ديگر كاخ منتهي مي شود . در اطراف اين حياط‌ها نيز مجموعه اتاق ها و اصطبل ها قرار گرفته است.
در قسمت شمالي تراس، چندين خانه به صورت يك مجموعه وجود دارد. اسكار رويتر اظهار مي‌كند خانه‌هايي كه در قسمت مركزي عمارت قرار دارند احتمالاً حرم پادشاه را شكل مي‌دهند و خانه‌هاي واقع در بيرون ساختمان مكاني براي پذيرائي ميهمانان بوده است.
در مورد اين كاخ، مورخين و جغرافي نويسان ايراني و عرب هر كدام مطالبي نوشته‌اند، اكثر اينها اظهار مي كنند كه اين كاخ توسط خسرو پرويز در ميان باغ وسيعي ساخته شده كه حيوانات وحشي با كمال آزادي در اين مكان مي‌زيسته‌اند و آب فراواني از رودخانه الوند در جدولي مرتفع به اين باغ وارد مي گشته است. با قوت اين كاخ را جزء عجايب جهان به شمار آورده كه در سال 628 ميلادي توسط هراكليوس ويران شده است.



هنرهاي سنتي استان كرمانشاه

گليم بافي
گليم بافي در اغلب نقاط ايران بخصوص در ميان قشقائيها، ال‌سونها، كردها، لرها و بلوچها رواج خاصي دارد. بافت گليم همچون بسياري از رشته‌هاي گوناگون صنايع دستي روستايي خاص زنان است و زنان عشاير و روستائي ايران، آفريننده نقشها و رنگ آميزيهاي دلپذيري هستند كه در نوع خود در حد كمال است. دستگاه گليم بافي اغلب بصورت افقي روي زمين قرار مي‌گيرد، چله‌كشي آن تقريبا شبيه به چله كشي قالي است، تارها اغلب به رنگ سفيد و پنبه‌اي و پودها پشمي و رنگين است و نقوش مختلف را با پودهاي رنگارنگ بر روي گليم ايجاد مي‌كنند.
گليم بافي در ايران شيوه‌هاي گوناگون دارد و در اغلب نقاط ايران همه شيوه‌ها رايج است، ولي هر نقش و رنگ آميزي كه بافندگان مناطق مختلف بكار مي‌برند داراي ويژگيهاي خاص خود است كه اغلب از روي نقش و رنگ آميزي يك گليم، مي‌توان به محل توليد آن پي برد. در منطقه كرمانشاه گليم يكي ازعمده ترين كف پوش ها است.


موج بافي
بافته اي است دستگاهي و در مراكز نودشه و جوانرود بافته مي‌شود. در كارگاه‌هاي موج بافي دو نوع توليد وجود دارد:
1- جا نماز ياسجاده
2- رختخواب پيچ - طول آن هميشه 2 متر وعرض آناز45تا 57 سانتي متر متغير است. رختخواب پيچ استفاده‌هاي گوناگوني دارد از جمله پيچيدن رختخواب، روكرسي و به منظور پشتي درمنزل. 


قالي بافي
توليد فرش سيدعبدالهي كه بوسيله توليد كننده اي به همين نام دركرمانشاه آغاز شد و افزايش طرح هاي ديگركه متأثر از نقوش فرش ساروق، كرمان و بيجار بود در واقع نشان دهنده سابقه بافت فرش شهري كرمانشاه درآغاز قرن حاضر شمسي است. به طور كلي، فرشبافي اصلي و واقعي كرمانشاه را بايد در مناطق روستايي و ريشه آن ها را در پهنه گسترده قالي بافي عشايري جستجو كرد كه به قالي بافي تاريخي و كهنسالي ايران مي‌پيوندد.
قالي بافي به صورت يك فعاليت جنسي، با ارزش خودمصرفي و با نقشه هاي بومي و محلي‌از سالها پيش‌در بسياري‌از روستاها و در ميان ‌عشاير منطقه‌كرمانشاه وجود داشته ‌است. نقشه‌هاي‌محلي‌شناخته‌شده‌كه‌ نام ‌روستاهاي ‌معيني ‌را برخودار دارند،گواه بارزي بر اين امر است. از اين جمله‌اند نقشه‌هاي كيوناني، حسين آبادي، اكبر آبادي، و غيره كه به نام روستاهاي كيونان، حسين آباد و اكبرآباد ناميده شده است. روستاهايي كه نامشان بر اين نقشه‌ها، نشسته، زادگاه اين نقشه ها بوده‌اند و يا ممكن است بافندگانشان در اين مورد تقدم يا مهارت بيشتري داشته‌اند.


             





گيوه كشي
مسافران قديم براي پياده پيمودن مسيرهاي طولاني بايد پاي پوشي مقاوم انتخاب مي كردند كه ضمن سبكي و خنكي ، در گرما و سرما پوشش مناسبي براي حفاظت از پا باشدمجموعه اين نيازها باعث شد پاي پوشي اختصاصي و بي نظير به نام گيوه در نقاط مختلف ايران ساخته شود. گيوه پاي پوشي سبك ، راحت ، مقاوم ، خنك و در مقايسه با ديگر اقلام زندگي ، ارزان بوده است گيوه ، توليد مشترك خانوادگي است.
بدين صورت كه رويه گيوه را زنان و قسمت زيرين تخته را مردان توليد مي كنند. تخته كشي كه توليد آن خاص مردان است با پارچه و چرم درست مي شود. مواد اوليه آن نيز عبارت است از: پوست گاو كه به صورت نوارهاي باريك در كف گيوه به كار مي رود ، چربي (يا پيه) براي كم كردن اصطكاك و راحتي كار دوخت به درفش يا نوارهاي پوست ماليده مي شود ، نخ كه بيشتر از موي بز است ، براي بخيه كاري دور تخت گيوه به كار مي رود و پارچه نخي نازك كه آن را به صورت فتيله هاي نازك براي استفاده در كف گيوه درمي آورند. گيوه را با رنگهاي طبيعي و مصنوعي رنگ مي كنند و از كتيرا براي آهار زدن و منسجم كردن پارچه هاي فتيله استفاده مي شود. تخت چرمي و پلاستيكي در گيوه هاي طرح جديد به كار مي روند. كار گيوه كشي به طور كلي در 2مرحله كارگاهي و خانگي صورت مي پذيرد. كارهاي كارگاهي (مغازه اي) با ابزارهاي گوناگون به دست مردان انجام مي شود و عمليات خانگي به قسمت روي گيوه مربوط است كه به وسيله زنان روستايي انجام مي شود. در حال حاضر در يزد ، اصفهان و كرمانشاه گيوه توليد مي شود كه در كرمانشاه توليد گيوه بيشتر است.
در كرمانشاه توليد 4 نوع گيوه معمول است: گيوه تخت آجيده كه كف تخت آن با نخ پرك آج خورده است و استحكام زيادي دارد و مرغوب ترين نوع گيوه به شمار مي آيد. گيوه تخت چرمي كه بتدريج جايگزين گيوه هاي تخت آجيده شده است و كف آن چرم يك تكه گاوميش است.گيوه تخت پلاستيكي كه به دليل ارزاني خريدار بيشتري دارد و گيوه با رويه ابريشمي كه رويه آن از نخهاي ابريشمي رنگارنگ تهيه مي شود و داراي نقوش هندسي و بسيار چشم نواز است. 



نواهاي كردي كرمانشاه
هوره از نواهاي قديمي مردم كرد است. مشهور است نكيساي باربد براي خسرو و شيرين هوره مي خوانده‌اند. برخلاف چند دهه اخير هوره را با همراه تنبور اجرا مي كردند. اين نوا داراي چهارده مقام مي باشد كه عبارتند از : 1- گله خاك   2- گله وه دره 3- بالا دستاني 4- شاه حسيني   5- سارو خاني 6- جلو شايي   7- طرز   8- مجنوني 9- كري 10- پاريه   11- دو بالا   12- غريوي 13- بانه بنه يي   14- پاوه موري كه هركدام داراي فرعياتي مي باشند.
گونه ديگر هوره مويه يا مور است كه در شيون و مرگ افراد ، بوسيله زنان و در بعضي از نقاط توسط مردان خوانده مي شود.
با ظهور تصوف در نقاط كردنشين اهل سنت و جماعت دروايش قادريه هوره را با جذبه و حالت گريه و استغاثه به گونه اي خاص خواندند و رنگي عرفاني به آن دادند كه به سوز معروف شد . هوره را در جنگ نيز جنگجويان كرد مي خوانده اند .
از ديگر رديف ها و نغمه هاي كردي بايد از بيات كرد ، حاجي حسني ، بسته نگار ، قطار و قرايي كه در دستگاه شور اجرا مي شود نام برد. دو گونه ديگر از نواهاي كردي ، گوراني و سياه چمانه مي باشد كه در منطقه جوانرود و اورامان رواج بيشتري دارد . گوراني از الحان بهاري است كه ابيات آن از دو بيتي هاي محلي است و به هنگام دميدن سبزه و گل در دشت و كوهستان و در مراسم عروسي و شادماني با همراهي شمشال و يا بدون ساز خوانده مي شود .
سياه چمانه از الحان پائيزي است و زمان خواندن آن برگ ريزان مي باشد كه با هلهله و شادماني همراه نبوده و بسيار غم انگيز است.


سازهاي محلي


1 ـ دوزله: دوزله سازي است بادي كه از استخوان دال و يا حتي ني ساخته مي شود به اين ترتيب كه براي درست كردن آن دو جفت استخوان را بوسيله موم به هم وصل مي كنند سپس شش سوراخ در روي آن تعبيه كرده و بوسيله فيقه در آن مي دمند و با حركات انگشتان انواع ملودي ها را اجرا مي كنند. با دميدن ممتد توسط دهان در فيقه، صداي دلنشين و گيرايي ايجاد مي شود. دوزله از نوع سازهايي است كه جنبه بزمي دارد و در مراسم عروسي و عزا به كار مي رود.
2 ـ دايره: دايره به شكل حلقه دايره مانندي است كه از چوب نرم ساخته شده، سپس پوست نازك گوسفند يا بز به آن مي كشند و به دور تا دور آن زنگول هايي منظم مي‌آويزند . زدن دايره در مراسم شادي رايج است.
3 ـ سرنا: سازي است كه جنبه بزمي دارد و در مراسم عروسي و عزا به كار مي رود.

4 ـ شمشال: نوعي ساز بادي است از فلز كه شبيه ني است و مانند ني نواخته مي شود. اين ساز در واقع همان ني چوپان است كه سه جنبه حماسي، عرفاني و طبي دارد.
5 ـ تنبور: تنبور سازي است مقدس كه بيشتر در منطقه گوران و صحنه در ميان پيروان اهل حق رواج دارد اين ساز از نوع سازهاي زهي است با دسته بلند شبيه سه تار با اين تفاوت كه دسته تنبور طبيعي تر از دسته سه تار است. در حال حاضر تنبور در استان كرمانشاهان و مناطق كرد نشين، ساز اساسي در تك نوازي و هم نوازي مي باشد و مي توان ادعا كرد كه بدون اين ساز، موسيقي عرفاني اين مناطق هيچ گاه معناي كاملي ندارد و همين امر چنان قداستي بدان بخشيده كه در برخي مناطق بدون داشتن وضو آن را نمي نوازند و نوازندگان آن از گزيدگان قوم بوده و داراي ارزشي معنوي در بين مردم مي باشند. از ديگر سازهاي محلي مي توان تنبك، ني لبك، دهل نام برد.


منابع اقتصادي استان

كشاورزي
استان كرمانشاه به علت شرايط خاص اقليمي و وجود خاك هاي زراعي مرغوب، آب فراوان، دشت هاي وسيع و دره هاي حاصلخيز و طولاني از نواحي مستعد كشاورزي كشور محسوب مي شود و از امكانات بالقوه بسيار بالايي براي توسعه كشاورزي برخوردار است. عوامل فوق باعث شده كه اين استان يكي از بزرگترين توليدكنندگان غلات و حبوبات كشور باشد. استان كرمانشاه داراي دو اقليم سردسيري و گرمسيري است. نواحي سردسيري استان مساعد براي كشت غلات، حبوبات، علوفه، چغندرقند، دانه هاي روغني و سبزيجات مي‌باشد. نواحي گرمسيري نيز قابليت كشت غلات، جاليز، صيفي، مركبات و نخيلات را دارد.

دامپروري
از ديگر فعاليت هاي اقتصادي استان دامپروري است. استان كرمانشاه به عنوان يكي از مراكز عشايري كشور با قابليت هاي مرتعي مناسب، قرار گرفتن در دامنه هاي زاگرس، دارا بودن استعدادهاي ويژه در زمينه آب و خاك و همچنين همجواري با استان هاي ايلام و لرستان از ديرباز يكي از قطب هاي مهم دامپروري و كشاورزي در سطح كشور محسوب مي شده و همواره تأمين كننده قسمتي از فراورده هاي دامي كشور بوده است. بطوركلي پرورش دام در استان به سه صورت ثابت، نيمه متحرك و متحرك صورت مي گيرد.

شيلات
استان كرمانشاه يكي از مناطق مستعد و قابل توسعه آبزي پروري در كشور است. وجود منابع آبي فراوان از جمله رودخانه هاي دائمي، چشمه ها، آبگيرها و تالاب ها شرايط مناسبي جهت توسعه پرورش ماهي در استان ايجاد نموده است. از ديگر منابع اقتصادي استان، زنبورداري و پرورش طيور است.

صنايع دستي
استان كرمانشاه از ديرباز به موازات توسعه كشاورزي و دامداري در زمينه صنايع نيز پيشرفت داشته است و آثار بسياري از روزگاران كهن به جا مانده كه نمودي است از استعداد و دست هاي ماهر هنرمندان اين ديار، صنايع دستي مردم اين استان شامل گيوه‌كشي، موج بافي، پرده بافي، قلمزني، ساخت ابزارهاي فلزي، گليم بافي، نمدمالي، جاجيم بافي، قالي بافي و مي‌باشد. صنعت يكي ديگر از منابع اقتصادي استان كرمانشاه، كارخانه‌هاي صنعتي مي باشد. اولين اقدام در جهت استقرار صنايع با احداث پالايشگاه نفت كرمانشاه شروع گرديد كه در حقيقت مي توان آن را اولين واحد صنعتي مدرن در منطقه غرب دانست. در استان كرمانشاه با توجه به استعداد سرشار كشاورزي آن، ايجاد كارخانه‌هاي وابسته به كشاورزي را ايجاب نموده است كه از آن جمله كارخانه قند بيستون و اسلام آباد مي‌باشد كه باعث رونق كشاورزي و كشت چغندر و بالا رفتن سطح اشتغال در منطقه گرديده است. كارخانه سيمان در 12 كيلومتري جاده كرمانشاه ـ همدان يكي از دو واحد بزرگ توليد سيمان در منطقه غرب كشور بوده و تأثير بسزايي در توسعه اقتصادي منطقه داشته است.
از جمله واحدهاي صنعتي ديگر مي توان به نيروگاه حرارتي بيستون، كارخانه نساجي غرب، پشم ريسي غرب، پشم بافي كشمير، كارخانه توليد انواع سيم و كابل برق، كارخانه رنگ سازي، كارخانه توليد نايلون، خوراك دام و طيور را  نام برد.

جغرافيايي طبيعي و اقليم استان
استان كرمانشاه ناحيه اي كوهستاني است كه ما بين فلات ايران و جلگه بين النهرين قرار گرفته است و سراسر آن را قلل و ارتفاعات سلسله جبال زاگرس پوشانيده است. سلسله جبال زاگرس در محدوده اين استان به صورت مجموعه اي از رشته كوهاي موازي پديدار گشته كه دشتهاي مرتفع كوهستاني در بينابين آنها شكل گرفته و بستر گذرگاه هاي مهم زاگرس را به وجود آورده است. استان كرمانشاه در معرض جبهه هاي مرطوب مديترانه اي قرار دارد كه در برخورد با ارتفاعات زاگرس، موجبات ريزش برف و باران را فراهم مي سازد . در استان كرمانشاه اقليم‌هاي متفاوت قابل تشخيص است.
1-  زمستان ملايم و تابستان گرم و خشك: كه شهرستانهاي قصرشيرين، سر پل ذهاب و دهستان ازگله در جنوب غربي شهرستان جوانرود را شامل مي شود.
2- زمستان و تابستان خنك: كه شهرستانهاي پاوه و جوانرود (بجز دهستان ازگله)و بخش كرند از توابع شهرستان اسلام آباد غرب را  در بر مي‌گيرد.
3-  اقليم نيمه خشك و استپي گرم: كه شهرستانهاي كنگاور ، صحنه و هرسين را شامل مي‌شود.

آب و هواي كرمانشاه
با توجه به نظريات هواشناسان و بر اساس آمارهاي جوي ثبت شده ساليانه و تجربيات محلي ، استان كرمانشاه داراي آب و هواي گرمسيري است . ساير نقاط استان از نظر آب و هوا تحت تأثير عوامل اصلي و فرعي ديگري مي باشد كه اوضاع اقليمي اين ناحيه را به وجود مي آورد از جمله عوامل اصلي عبارتند از اول ورود و عبور جريان مديترانه اي كه عامل اصلي بارندگي در استان كرمانشاه مي باشد . دوم ارتفاعات اين استان كه در مقابل جريان هاي مرطوب غربي قرار گرفته و معمولاً‌ دامنه هاي اين كوهستان ها خصوصاًدامنه هاي روبه غرب داراي رطوبت بيشتر و دامنه هاي روبه شرق خشك تر و داراي نزولات جوي كمتر است .
مقدار بارندگي در مناطق مختلف بر حسب ارتفاع، تفاوت هايي دارد. چنانكه دشت هاي محصور داخلي و برخي از جلگه ها داراي بارندگي كمتر و در مناطق مرتفع معمولاً داراي بارندگي بيشتر مي‌باشد. سرما معمولاً از آذر ماه آغاز و تا اسفند ماه ادامه مي‌يابد. در مناطق كوهستاني برف چندين ماه از سال در ارتفاعات مي ماند و درجه حرارت تا 15ـ درجه سانتيگراد پائين مي‌آيد. فصل زمستان در اين مناطق طولاني است كه با بهاري كوتاه به تابستان متصل مي‌شود.

بادهاي مهم استان كرمانشاه
"بادهاي غربي" كه رطوبت نسبي اقيانوس اطلس و مديترانه را منتقل مي‌كنند كه موجب بارندگي مي‌گردند و جريان آن معمولا در زمستان و بهار بيشتر است."بادهاي شمال "كه در فصل تابستان مي وزند و در اعتدال آب و هواي بخشي از استان و كاهش گرماي آن موثرند و"بادهاي سام يا سموم" كه تنها در منطقه نوار مرزي مي وزند و هواي آن را در تابستانها بسيار گرم و غير قابل تحمل مي سازند و زيانهاي بسياري به بار مي‌آورد.


طاق بستان
طاق بستان در سمت راست ورودي شهر كرمانشاه، در شمال شرقي اين شهر، قراردارد كه مجموعه‌اي از سنگ نگاره‌ها و سنگ نبشته‌هاي دوره ساساني است . طبيعت اطراف طاق بستان در زمان ساسانيان بيشه‌زاري مناسب براي شكار سلاطين بوده است. بقاياي ديوارهايي كه در انتهاي بيشه،‌ راه بر شكار از كوه رانده شده مي‌بسته، هنوز باقي است. پس از ورود به مدخل طاق بستان، اولين سنگ نگاره به اردشير دوم مربوط است. اردشير بين اهورا مزدا و ميترا قرار گرفته، روي خود را به سوي اهورا مزدا گرفته و با دست چپ حلقه مودت را از وي دريافت مي‌كند. زير پاي شاه و اهورا مزدا دشمن يا ( اهريمن) بر زمين افكنده شده است. بعد از اين نقش، طاق كوچكي قرار دارد كه پيكره شاهپور دوم و پسرش شاپور سوم بر آن ديده مي‌شود. بالاي هر كدام از اين سنگ نگاره‌ها در سطرهايي به خط پهلوي ساساني صاحب نقش معرفي شده است. در سومين بخش از اين مجموعه، مدخل طاق از بالا تا پايين سنگ نگاره زيبايي از نقش فرشتگان بالدار، درخت زندگي، مجالس شكار گراز در بيشه زار و شكار مرغان و ماهيان در مرداب و نقوش فيل، اسب و قايق و .... وجود دارد كه همراه نوازندگان، مجلس شادماني را حكايت مي‌كند. در پايين اين نقش، سواري بر اسب، زره پوش و مسلح ديده مي‌شود كه برخي آن را نقش پيروزساساني و برخي ديگر نقش خسرو پرويز مي‌دانند.
اتاق بزرگ، اين اتاق مربوط به اواخر عصر ساساني است. فرشته‌هاي سردر تاق نمادپيروزي هستند و صحنه فوقاني در داخل تاق خسروپرويز (628 - 590 ميلادي) را بين مظهراهورامزدا آناهيتا نشان مي‌دهد. مجسمه سوار هم احتمالا متعلق به خسروپرويز است وديوارهاي جانبي صحنه‌هاي بزم و شكار وي را نشان مي‌دهد. نقش رنگي در سال 1237ه.ق وبه دستور محمدعلي ميرزا دولتشاهي فرزند ارشد فتحعلي شاه قاجار ايجاد شده است.






طاق گرا
بناي مستطيل شكل طاق گرا به ابعاد 70/7  86/4 متر در گردنه پاتاق، بر سر راه كرمانشاه به سرپل ذهاب و در كنار راه باستاني سنگفرش شده‌اي قرار دارد كه فلات ايران را به بين‌النهرين ارتباط مي‌داد. درباره قدمت اين بنا اختلاف نظرهايي وجود دارد برخي آن را به دوره اشكاني و برخي ديگر آن را به دوره ساساني نسبت مي‌دهند، همچنين براي اين بنا كاركردهاي متفاوتي چون راه كاروان رو، توقف‌گاه، موكب شاهي، اريكه سلطنتي، پاسگاه مرزي، بناي يادبود يك پيروزي و ... ذكر شده است.



سراب نيلوفر
سراب نيلوفر درياچه كوچكي در حدود 20 كيلومتري شمال غرب كرمانشاه است كه مملو از گل‌هاي نيلوفر است كه در فصول گرم سال غنچه‌ها و برگ‌هاي آن سر از آب برآورده و قسمت زيادي از آن را مي‌پوشاند. اطراف اين سراب تأسيسات رفاهي گردشگري و پاركي احداث شده است.






نقش برجسته و كتيبه داريوش اول




اين نقش برجسته دوره هخامنشي يكي از با ارزش‌ترين يادگارهاي ادبي و تاريخي ايران است و درسي كيلومتري شمال شرقي شهر كرمانشاه، بر روي صخره معروف به بيستون حجاري شده است. از اين كوه در متون تاريخي به نام هاي «بغستان» به معني جايگاه خدايان، «بهيستان»، «بهيستون»، «بهستون»، «بهستان» و بيستون ياد شده است.
سنگ نگاره داريوش اول شش متر طول و 20/3 متر عرض دارد. در سمت چپ صحنه اين سنگ نگاره، تصوير داريوش به ارتفاع 78/1 متر حجاري شده است. وي تاج كنگره داري بر سر و پيراهن بلندي بر تن دارد. ريش او مجعد و چهارگوش است و موهاي مجعدش را در پشت سر جمع كرده است. او دست راست را به علات احترام بالا برده و در دست چپش كماني را گرفته است. در اين صحنه، داريوش پاي چپش را بر روي سينه «گئومات مغ» نهاده است. در پشت سر داريوش «وينده فره نه» كمان دار و «گئوبروه» نيزه دار از جمله هفت تني كه در بر اندازي گئومات شركت داشتند ايستاده اند.
در زير پاي چپ داريوش گئومات مغ به پشت خوابيده و به علامت تسليم، دست هايش را بالا برده است. پشت سر او نيز صف اسيران با گردن ها و دست هاي از پشت بسته ديده مي شود. در بالاي سر هر يك از اين اسيران و در زير تنه گئومات مغ و نيز بر روي دامن اسير سوم نام و نقش پادشاه شورش گرو جايي كه در آن جا شورش كرده، ذكر شده است.

در بالاي سر اسيران، تصوير نماديني از اهورامزدا در حال اهداي حلقه قدرت به داريوش حجاري شده و داريوش نيز دست راستش را به نشانه‌ي نيايش اهورا مزدا بلند كرده است. اين سنگ نگاره در طول زمان تكميل شد. در آغاز داريوش تنها به نقوش فوق به جز نقش «سكونخا» اكتفا كرد. در اين زمان تنها به نقر نبشته اي كوتاه به خط ميخي عيلامي در فضاي بالاي سر خود فرمان داده بود. در اين نوشته داريوش به معرفي خود و خاندانش مي پردازد و در حقيقت با اين نوشته مشروعيت خود را اعلام مي كند. پس از آن شرح فتوحاتش را به خط ميخي عيلامي در سمت راست سنگ نگاره و در مرحله بعد با خط ميخي بابلي در سمت چپ سنگ نگاره نقر مي كند. در مرحله نهايي نيز در زير نقوش برجسته، شرح فتوحاتش را به خط ميخي و به زبان فارسي باستان نقر مي كن.

هنوز سنگ تراشان هخامنشي در حال نوشتن خطوط بر سينه كوه بودند كه سكاها دوباره سر به شورش گذاشتند. داريوش در سال 519 ق.م سكونخاشاه سكاها را شكست داد و اين رويداد را بي درنگ به سنگ نبشته اضافه كرد. چون جايي براي اضافه نمودن تصوير شاه سكايي باقي نمانده بود، داريوش دستور داد تا بخشي از تن عيلامي را پاك و آن را در سمت چپ قسمت پايين، كنار متن فارسي باستان از نو نقر و به جاي تن عيلامي، تصوير سكونخا را حجاري كنند.

در اين سنگ نبشته، داريوش ابتدا به معرفي خود و خاندانش مي پردازد و سپس واقعه قتل گيومات مغ را كه پيس از مرگ «كمبوجيه» سلطنت را نصب كرده بود، شرح مي دهد. پس از آن به شرح جنگ هايي كه بر ضد بزرگان و امراي ياغي كرده بود، مي پردازد و در خاتمه به هر كس كه اين كتيبه بزرگ را محو كند، نفرين مي كند.


نقش برجسته مهرداد دوم







.
خانه | بازگشت | حريم خصوصي كاربران |

Powered By Sigma ITID.
Guest (RaziGuest)